خرید بک لینک

بخاطر آغاز امامت جلوی در دانشگاه شیرینی میدادند و می خواستند که روی یک مقوای بزرگ با امام زمان عهد ببندیم. همنام گفت تو قشنگ بلدی بنویسی. بنویس. گفتم تو از کجا میدونی که میتونم یا نه؟ گفت من میدونم.

خلاصه که یک سطر نوشتم: امام جانم، برایت زیاد نوشتم، اینجا نوشتن ندارد. تا زمان ظهورت بر عهدمان پابرجام.

همنام خواند و گفت لایک. بعد هم محکم بغلم کرد. رفتارش را درک نکردم!!

برچسب: نویسنده: بهراد امیری تاريخ: دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت: 10:47

صفحه بندی