خوشبختی یعنی بخاطر ترس از خدا و حق الناس، جرات تقلب کردن نداشته باشی ولی بعد موقع مشاهده ی نمرات ببینی آن نیم نمره ای که یقینا و دقیقا جفنگیات نوشته ای، ندید گرفته شده و فارسی را بیست گرفته ای. خدایا خیلی مردی عاشقتم :))
ولی تمام متقلب ها دوازده، یازده، چهارده :(
همیشه همین طور بودم. همیشه بخاطر خشم خدا نمی شد که تقلب کنم. هرچند شاید ریاضی را به مفتضاحانه ترین شکل ممکن بیفتم، ولی لبخند خدا را به تمام تقلب هایی که موفقیت را فتح میکنند، ترجیح می دهم. یک جورهایی خوشبختی ام را توی چشم های قلبی قلبی خدا میبینم که با تمام عشقش نگاهم میکند :)
بیست شدم واقعا :))))
چقدر ذوق دارد :)
+ شرمنده که بخاطر امتحانات نیستم. بعد از امتحانات یک چیزهایی هم باید ثبت کنم. یک چیزهایی مثل مراسم ختم دیروز و گوشی جدید دلبرم که سه هفته ای می شود میان دستانم نفس می کشد ولی هنوز وقت نکرده ام بنویسم :)
برچسب:
نویسنده: بهراد امیری